|
واسهی شکستن غرور من تو بدون که اولین بهانهای این شب که تمومی نداره آخرین فرصت عاشقانهای خط بکش رو همهی ترانههام این غرور سنگیو ازم بگیر میخوام از تو به خودم پل بزنم بزار گم شم توی بهت این مسیر اگه با اشارهی تو میشکنم اگه روحمو به آتیش میکشم تو بدون که عاشقم اما هنوز من همون کوه بلند سرکشم تو به من دروغ بگو اما بدون که وجود من یه دنیا خواهشه تو به من دروغ بگو اما نرو شاید این دروغا باورت بشه خندههات دلیل بودن منه واسه من همین بهانه کافیه نمیخوام راس راسی عاشقم بشی یه دروغ عاشقانه کافیه!! + نوشته شده توسط معبود
|
دوستان اگر سوالی از نیلوفر لاری پور دارید به ایمیل او بفرستید ان شاه الله که جواب میدهد + نوشته شده توسط معبود
|
گه بگم راز دلم رو تو هم کنارم نمي موني...
زنده یاد ناصرعبدالهی از زبان نیلوفر لاری پور قسمت خودش بود. اصلاْ انگار از اول قرار بود خودش بخواند. بعد از پنج سال که از سروده شدن و دست به دست شدن اين ترانه مي گذشت، بعد از سه سال که از آهنگسازي و خوانده شدن هزارباره اش در مهاني هاي خصوصي مي گذشت، دست آخر قسمت او شد. برای دیدن ادامه متن برروی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب + نوشته شده توسط معبود
|
تـرانـه هـای زنـانـه
تا آنجا که یادم می آید هیچ گاه ، هیچکس از هیچ مرد ِ شاعری نپرسید شعر شما مردانه است یا زنانه ؟ سوالی که تمام شاعران زن به نوعی مجبور به پاسخ گویی به آن هستند..
برای دیدن بقیه مقاله ی نیلوفر برروی ادامه مطلب کلیک کنید . ادامه مطلب + نوشته شده توسط معبود
|
غروب بود آغاز رفتنمان پرنده هاي مهاجر باز گشتند دريغ ... كاش براي لحظه اي آسمان را نگريسته بوديم و هنگامی که دیر به یاد بیاوریم که آسمانی هم برای دیدن بوده ، بجای نگریستن به آسمان باید نامش را مشق کنیم و در خاطره ها انرا تجسم کنیم ... + نوشته شده توسط معبود
|
![]()
روبروم شب وسیاهی بی کسی پشت سرم نمی تونم که بمونم باید از تو بگذرم .......................................... فال تو رنگ فریب وگریه های عاشقونست منمو یه آسمان بی دریغ
ولی چه فایده که :
قصه ی ما تموم شده با یه علامت سوال + نوشته شده توسط معبود
|
اي تو سرشار از بي نهايت عاشقم , عاشق چشمهايت لحظه هاي مرا زير و رو كرد عطر سكر آور و آشنايت من هم آبي ترين شعر ها را ريختم عاشقانه به پايت اي زلالي دريا , نگاهت نغمه مبهم شب صدايت چشمهايم كه عاشق ترينند نذر آرامش چشمهايت ميتوانم بمانم هميشه عاشق خلوت با صفايت + نوشته شده توسط معبود
|
+ نوشته شده توسط معبود
|
من پنجره می خواهم تومعنی دیواری من آینه عشقم تو آیه بیزاریِِ بعد ازمن وتوتکرار تکرارهم آغوشی یک بستربیهوده یک جرعه فراموشی
یک تجربه مبهم یک هم همه رسوایی یک فرصت بی لذت دریک شب یلدایی فرم نفسی تازه یک خلصه وهم آلود یک نام که یادم نیست این آخر بازی بود بی وسوسه میمانی بی حادثه میمیری با خاطره ام خوش باش زیبای اساطیری + نوشته شده توسط معبود
|
یه شعر ازنیلوفر:
ما ،یه عمریه میّونه موندن ورفتن دودلیم یه مسافر آخه عشق موندگار میخواد چی کار واسه شکستن من خودتو خسته نکن آدم مرده آخه چوبه دار میخواد چیکار + نوشته شده توسط معبود
|
|
|