شــب بخير ای آخــريـن امـيد من
نذار تـــاريکی تو قـلبت بشـينه
چشات رو به روی شهر شب ببند
تا چشای کوچيکت خواب ببينه
می دونـم خـواب ســتاره می بينی
خنده هات برای من غريبه نيست
با مــداد نــــقره ای رو تـــــن مـاه
همه ی آرزوهـــات رو بنـويس
غروبـا تو سرزمـــــــين خواب تو
بوی تنهايی و غربـــت نمیـــــآد
توی کوچــــــه های ســـــــبز اون
بجز، صدای پای محبت نمــــیآد
فرصت موندن شـــهر خواب کـمه
دلت رو به آســــــمون گره بزن
پا بذار تو جاده های کــــــهکشون
شب بخيرای آخـــــرين اميد من
Mabood.blogfa

